تبليغاتX
ღ♥ღ فرشته کوچولوی زمینی ღ♥ღ

ღ♥ღ فرشته کوچولوی زمینی ღ♥ღ

.:: مـــونـا پـــاک چـــون مـــرواریـــد ::.

من از میان قصه ها

                           عبور می کنم شبی

خاطره های مرده را

                              مرور می کنم شبی

برای حرف های تو

                          که می کشد دل مرا

دل غریب و خسته را

                           جسور می کنم شبی

شکسته ای مرا ولی

                           برای بازگشت تو

چشم به راه مانده را

                           صبور می کنم شبی

تو پر غرور مثل باد

                         من از تبار سادگی

به سادگی رهایت از

                           غرور می کنم شبی

تمام لحظه های من

                         تباه شد به یاد تو

نام تو را در دل خود

                         به گور می کنم شبی

+نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388ساعتتوسط MONa | |

 

                              تولــــدت مبارک مونا جونم        

                                                                                         * Lili *

+نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعتتوسط MONa |

در پس این چهره فریادیست

 از جنس زمان که پیر می شود با ناگفته های عشق ،

 گاهی میمیرد در سکوت و نمایان می شود در اشک

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعتتوسط MONa | |

تو همون بودی که من خوابشو دیدم

تو همونی که می خوام براش بمیرم

تو همون فرشته ای از جنس آدم

تو واسم نشونه از خدای عالم

تو همونی که تو خنده هام شریکی

توی درد و غصه هام واسم طبیبی

تو همون رویای پاکی که توی شبهای من بود

تو یه قطره از خدایی

تو هون بودی و هستی که می خوام براش بمیرم

از خدا خواستم همیشه پیش تو آروم بگیرم

تو واسم دنیای عشقی  تو تموم لحظه هامی

تازه میشه روح و جونم وقتی که تو پا به پامی

از خدا می خوام همیشه که کنار تو بمونم

شمع باش پروانه می شم تا کنار تو بسوزم

وقتی چشمات گریه می کرد آرزوم بود که بمیرم

کاش بودم کنارت ای گل تا که دستاتو بگیرم

تو یه قطره از خدایی

 

               تقدیم به فرشته کوچولوی زمینی

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعتتوسط MONa | |

                              شاید باید

شاید باید می رفتی ، شاید باید من را می شکستی ، شاید که سر سپرده

بودی ، شاید باید تنها می ماندم تا در ذهن همگان ، مقدس بودن عشقم

آشکار شود ، شاید باید می رفتی تا من شیدای دیوانه می شدم

و بار دیگر به عالم ثابت می شد که لیلی تر از مجنون هم وجود دارد

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعتتوسط MONa | |

بس  که دیوار دلم کوتاه است

هر که از کوچه تنهایی من می گذرد

به هوای هوسی هم که شده

سرکی می کشد و می گذرد !

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعتتوسط MONa | |

فراموشی

خیلی وقت است که دیگر برای نگاه های پر معنی اش پاسخی ندارم .

خیلی وقت است که دیگر دلم برایش تنگ نمی شود.

خیلی وقت است که می خواهم اسمش را از یاد ببرم .

خیلی وقت است که سعی می کنم دیگر دوستش نداشته باشم.

خیلی وقت است که ...

اما چه فایده!؟مگر به همین راحتی می شود همه چیز را فراموش کرد؟!

تو همانی که در اندیشه ی من می مانی.

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعتتوسط MONa | |

دلم گرفت از این روزا

از این روزای بی نشون

 

از این همه در به دری

از گردش چرخ زمون

 

دلم گرفت از آدما

از آدمای مهربون

 

از اون مترسکای پست

از هم دلای هم زبون

 

تو هم که بی صدا شدی آهای خدای مهربون

آهای خدای عاشقا   تویی فقط دل خوشیمون

 

آره دلم خیلی پره  از غمهای رنگاوارنگ

از جمله ی دوست دارم از دروغهای خیلی قشنگ

 

دلم گرفت از این روزا

از آدمای مهربون

 

از تو که با ما نبودی

از اون خدای آسمون

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعتتوسط MONa | |

بهترین دوست اون دوستیه که بتونی باهاش روی یک سکو بشینی و چیزی نگی و

 وقتی ازش دور میشی حس کنی بهترین گفتگوی عمرت رو داشتی

ما واقعا تا چیزی رو از دست ندیم قدرش رو نمیدونیم ولی در عین حال تا وقتی که

 چیزی رو دوباره بدست نیاریم نمیدونیم چی رو از دست دادیم

اینکه تمام عشقت رو به کسی بدی تضمینی بر این نیست که اون هم همین کارو

 بکنه پس انتظارعشق متقابل نداشته باش. فقط منتظر باش تا اینکه عشق آروم تو قلبش

 رشد کنه و اگه اینطور نشد خوشحال باش که توی دل تو رشد کرده.

در عرض یک دقیقه میشه یک نفر رو خرد کرد در یک ساعت میشه یکی رو

 دوست داشت و در یک روز میشه عاشق شد ولی یک عمر طول میکشه تا کسی

 رو فراموش کرد.

دنبال نگاهها نرو چون میتونن گولت بزنن، دنبال دارایی نرو چون کم کم افول میکنه

 دنبال کسی باش که باعث بشه لبخند بزنی چون فقط با یک لبخند میشه یه روز تیره رو

 روشن کرد کسی رو پیدا کن که تو رو شاد کنه

دقایقی تو زندگی هستن که دلت برای کسی اونقدر تنگ میشه که میخوای اونو

 از رویات بکشی بیرون و توی دنیای واقعی بغلش کنی .

رویایی رو ببین که میخوای ، جایی برو که دوست داری ، چیزی باش که میخوای ،

 چون فقط یک جون داری و یک شانس برای اینکه هر چی دوست داری انجام بدی.

آرزو میکنم یه اندازه کافی شادی داشته باشی تا خوش باشی ، به اندازه کافی

 بکوشی تا قوی باشی ، به اندازه کافی اندوه داشته باشی تا یک انسان باقی بمونی

 و به اندازه کافی امید تا خوشحال بمونی .

همیشه خودتو جای دیگران بگذار اگر حس میکنی چیزی ناراحتت میکنه احتمالا

 دیگران رو هم آزار میده .

 شادترین افراد لزوما بهترین چیزهارو ندارن ، اونا فقط از اونچه تو راهشون هست

 بهترین استفاده رو میبرن

شادی برای اونایی که گریه می کنند و یا صدمه می بینن زنده است ، برای اونایی

 که دنبالش می گردن و اونایی که امتحانش کردن، چون فقط اینها هستن که اهمیت

 دیگران رو تو زندگیشون میفهمن .

عشق با یک لبخند شروع میشه با یک بوسه رشد میکنه و با اشک تموم میشه ،

 روشنترین آینده همیشه روی گذشته فراموش شده شکل میگیره ، نمیشه تا وقتی

 که دردها و رنجها رو دور نریختی توی زندگی به درستی پیش بری .

وقتی به دنیا اومدی تو تنها کسی بودی که گریه میکردی و بقیه میخندیدن ،

سعی کن یه جوری زندگی کنی که وقتی رفتی تنها تو بخندی و بقیه گریه کنن .

 

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعتتوسط MONa | |

خنده تلخ آدما همیشه از دلخوشی نیست

گاهی شکستن دلی کمتر از آدم کشی نیست

گاهی دل اونقدر تنگ میشه که گریه هم کم میاره

یه حرف خیلی ساده هم گاهی چقدر غم میاره

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعتتوسط MONa | |